ترنم
اين ترنم موزون حزن تا به ابد شنيده خواهد شد
روز هاي خيلي قشنگي بود با آدماهي خيلي قشنگ........ حيف كه از هركدوم فقط يه شماره مونده كه اونم توي حافظه گوشيم خاك مي خوره...................... كاش ميشد يكبار ديگه پشت اون ميز و نيمكتا جمع مي شديم و بعد از يك عمليات پيچيده ي پيچوندن معلم شروع مي كرديم به حرف زدن درباره ي موضوعات تكراري و زير ميز smsدادن و بلوتوث بازي(البته اين مورد كمتر از بقيه بود)................................ دلم تنگ شده براي freetimeهاي پنچ شنبه كه حتي فيزيك زنگ دومش هم جدي گرفته نمي شد................... دلم تنگ شده براي سفيد امتحان دادن هامون كه فقط يكبار عملي شد........................... دلم تنگ شده براي استرس هاي زنگ هندسه......................................... دلم تنگ شده براي كشيدن كلمه ي آخر دبير شيمي......................... دلم تنگ شده براي مانتو و شلوار مشكي و مقنعه كرم يا توسي پر از گچ دبير حسابان و واژه ي خانوم براي نصيحت كردن........................... دلم تنگ شده براي تيكه هاي دبير ادبيات كه اخرش ختم به شر شد!................ دلم تنگ شده براي حرف هاي شيرين خارج از كتاب دبير معارف......................... دلم تنگ شده براي يكشنبه هايي كه معلم زبان به خاطر دادگاه نموتنست بياد(30مليون پولشون رو توي بانك زدندو كلا ايشون يه پاش تو دادگاه بود پاهاي ديگه اش هم به جاهايي مثل همونجا)
آخه يه دنيا خاطره رو چه جوري تو چند تا واژه خلاصه كنم؟؟؟؟؟؟؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!!!!!
مگه روزهاي خوش دوره دبيرستان بر مي گرده فقط ماييم كه وقتي وقتش تموم ميشه آه مي كشيم من كه خيلي از لحظات رو از دست دادم...........................................
كاش تكرار مي شد همينجوري كه درسها داره تكرار ميشه...

| Design By : Night Skin |



